نگاشته شده توسط: امین هاشمی | سپتامبر 13, 2010

نسل وسط تاریخ

ما بچه های نسل وسط تاریخ هستیم
هیچ هدف و مقصدی نداریم
هیچ جنگ بزرگی نداریم
رکود شدید نداریم
جنگ بزرگ ما یه جنگ روحیه
رکود شدید در زندگی خود ماست
همه ما بزرگ شده تلویزیونیم
و می خواهیم باور کنیم
که یک روز میلیونر،ستاره سینما یا موسیقی راک می شیم
ولی نمیشیم
آروم آروم داریم متوجه واقعیت می شیم
و خیلی خیلی هم کفری هستیم…

نسل وسط تاریخ

نسل وسط تاریخ

.
*یکی از دیالوگ های فیلم Fight Club به نقل از نیلوفر حاجی رحیمی (هفته نامه چلچراغ)

Man, I see in fight club the strongest and smartest men who’ve ever lived. I see all this potential, and I see squandering. God damn it, an entire generation pumping gas, waiting tables; slaves with white collars. Advertising has us chasing cars and clothes, working jobs we hate so we can buy shit we don’t need. We’re the middle children of history, man. No purpose or place. We have no Great War. No Great Depression. Our Great War’s a spiritual war… our Great Depression is our lives. We’ve all been raised on television to believe that one day we’d all be millionaires, and movie gods, and rock stars. But we won’t. And we’re slowly learning that fact. And we’re very, very pissed off

نگاشته شده توسط: امین هاشمی | ژوئیه 15, 2010

یک شب دلی

یک شب دلی به مسلخ خونم کشید و رفت
دیوانه ای به دام جنونم کشید و رفت

پس کوچه های قلب مرا جستجو نکرد
اما مرا به عمق درونم کشید و رفت

یک آسمان ستاره ی آتش گرفته را
بر التهاب سرد قرونم کشید و رفت

من در سکوت و بغض و شکایت ز سرنوشت
خطی به روی بخت نگونم کشید و رفت

تا از خیال گنگ رهایی رها شوم
بانگی به گوش خواب سکونم کشید و رفت

شاید به پاس حرمت ویرانه های عشق
مرهم به زخم فاجعه گونم کشید و رفت

تا از حصار حسرت رفتن گذر کنم
رنجی به قدر کوچ کنونم کشید و رفت

دیگر اسیر آن من بیگانه نیستم
از خود چه عاشقانه برونم کشید و رفت

دانلود آواز با صدای علی رضا قربانی (شعر:افشین یداللهی – آهنگ ساز: فردین خلعتبری)

پ ن 1 :  دلم برای یک نفر خیلی تنگ شده :( هر روز به انتظار روشن ترین روشنایی صبح هستم )

پ ن 2 : اوضاع روبه راهه یک روتین آروم دارم و منتظر اول مرداد هستم تا با شکل جدیدی ادامه بدهم ، اولین قدم به سوی استقلال

نگاشته شده توسط: امین هاشمی | ژوئن 2, 2010

گلستووون

تیتر جدید همه خبر ها اینطوری شده

-مجلس از دولت تشکر کرد

-صدا سیما از مجلس تشکر کرد

-دولت از صدا و سیما تشکر کرد

-دولت از روزنامه های حامی تشکر کرد

-روزنامه های حامی از دولت تشکر کردند

-ملت از نیروی انتظامی

-نیروی انتظامی از مراجع

-و …

خلاصه دیگه الان همه چیز حل شده و همانطور که می بینید همه چیز آرومه و توپه کنار هم شاد و خوشیم مشکل؟نه ما اینجا مشکل نداریم فقط تشکر، کور بشه چشم هر خری که نمی تونه ببینه

.

>حوصله ندارم اما اینجام گیر کرده بود ، هر چند سانسورش کردم

نگاشته شده توسط: امین هاشمی | مه 3, 2010

Numb آهنگی برای زندگی

بعضی آهنگ ها هست که توی کل زندگیت جریان دارند وقت و بی وقت سراغشون میری و گوششون می کنی مهم نیست که صبح ساعت 4 صبح باشه یا ظهر ساعت 1 مهم اینه که توی اون لحظه که می خواهی گوشش کنی و خودت را راضی کنی numb یکی از اون آهنگ هاست که توسط لینکین پارک ساخته شده صدای چستر روح دیگه ای به این آهنگ بخشیده (در مقایسه با کاور های مختلف نظیر اجرای Evanescence و Jay Z و … ) خلاصه اینکه در حال حاضر این آهنگ بخشی از روح و زندگیه من شده و شدیدا دوستش دارم و باش آروم میشدر ضمن numb موزیک ویدیوی بسیار زیبایی داره که سفارش می کنم حتما تماشا کنید و لذت ببرید من که اهل موزیک ویدیو نیستم را راضی کرد فکر کنم شما هم به احتمال زیاد خوشتون میاد

I've become so numb I can't feel you there Tired of being what you want me to be

I've become so numb I can't feel you there Tired of being what you want me to be

اینم از شعرش و لینک دانلود هم گذاشتم هر کسی خواست می تونه هر ورژنی را خواست دانلود کنه اما توصیه ی من ورژن اصلیه که نباید از دست داد

I’m tired of being what you want me to be
از اينكه چيزي كه تو مي‌خواي باشم خسته شدم
Feeling so faithless lost under the surface
احساس بي ايماني و گم شدن زير ظاهرم را مي‌كنم
Don’t know what you’re expecting of me
نمي‌دونم چه انتظاري از من داري
Put under the pressure of walking in your shoes
منو براي راه رفتن با كفش‌هاي خودت* تحت فشار گذاشتي (* عمل كردن به روش تو)
(Caught in the undertow, just caught in the undertow)
(برخلاف جريان آب شنا كن، كافيه خلاف جريان آب شنا كني)
Every step that I take is another mistake to you
هر قدمي كه بر مي‌دارم از نظر تو يه اشتباه ديگه‌س
(Caught in the undertow, just caught in the undertow)
(برخلاف جريان آب شنا كن، كافيه خلاف جريان آب شنا كني)

I’ve become so numb I can’t feel you there
انقدر بي‌حس شدم كه نمي‌تونم تو رو احساس (درك) كنم
I’ve become so tired so much more aware
خيلي خسته شده‌ام، اما خيلي بيشتر آگاه (هوشيار) شده‌ام
I’m becoming this all I want to do
جوري شده‌ام كه تنها كاري كه مي‌خوام انجام بدم
Is be more like me and be less like you
اينه كه بيشتر شبيه خودم باشم و كمتر شبيه تو

Can’t you see that you’re smothering me
نمي‌بيني كه داري خفه‌ام مي‌كني
Holding too tightly afraid to lose control
انقدر منو سفت گرفتي مي‌ترسم كنترل خودم رو از دست بدم
Cause everything that you thought I would be
چون هرچيزي كه تو فكر مي‌كني من بايد باشم
Has fallen apart right in front of you
در مقابل چشمانت داره از هم مي‌پاشه
(Caught in the undertow just caught in the undertow)
(برخلاف جريان آب شنا كن، كافيه خلاف جريان آب شنا كني)
Every step that I take is another mistake to you
هر قدمي كه برميدارم از نظر تو يه اشتباه ديگه‌س
(Caught in the undertow just caught in the undertow)
(برخلاف جريان آب شنا كن، كافيه خلاف جريان آب شنا كني)
And every second I waste is more than I can take
و هر لحظه‌اي كه از دست مي‌دهم بيشتر از آن است كه به دست ميارم

I’ve become so numb I can’t feel you there
انقدر بي‌حس شدم كه نمي‌تونم تو رو احساس (درك) كنم
I’ve become so tired so much more aware
خيلي خسته شده‌ام، اما خيلي بيشتر آگاه (هوشيار) شده‌ام
I’m becoming this all I want to do
جوري شده‌ام كه تنها كاري كه مي‌خوام انجام بدم
Is be more like me and be less like you
اينه كه بيشتر شبيه خودم باشم و كمتر شبيه تو

And I know I may end up failing too
و مي‌دونم ممكنه در نهايت شكست بخورم
But I know You were just like me
اما ميدونم تو هم شبيه من هستي
With someone disappointed in you
با باطني مأيوس در درونت

I’ve become so numb I can’t feel you there
انقدر بي‌حس شدم كه نمي‌تونم تو رو احساس (درك) كنم
I’ve become so tired so much more aware
خيلي خسته شده‌ام، اما خيلي بيشتر آگاه (هوشيار) شده‌ام
I’m becoming this all I want to do
جوري شده‌ام كه تنها كاري كه مي‌خوام انجام بدم
Is be more like me and be less like you
اينه كه بيشتر شبيه خودم باشم و كمتر شبيه تو

I’ve become so numb I can’t feel you there
انقدر بي‌حس شده‌ام كه نمي‌تونم تو رو احساس (درك) كنم
Tired of being what you want me to be
خسته شدم از اينكه چيزي باشم كه تو مي‌خواي
I’ve become so numb I can’t feel you there
انقدر بي‌حس شده‌ام كه نمي‌تونم تو رو احساس (درك) كنم
Tired of being what you want me to be
خسته شدم از اينكه چيزي باشم كه تو مي‌خواي

.

دانلود آهنگ ورژن اصلی از اینجا – (از دست ندهید)

دانلود موزیک ویدیو آهنگ >> کیفیت بالا از اینجا —- برای موبایل از اینجا

دانلود کاور ها>>> Evanescence از اینجا —- Jayz از اینجا

نگاشته شده توسط: امین هاشمی | آوریل 10, 2010

چرا گریه می کنی؟

نمی دونم با چی شروع کنم فقط دارم فکر می کنم که این روز ها با ما چه کار ها که نمی کنند (البته کنکوریش اینطور میشه چه کار ها که ما توی این روز ها نمی کنیم :( ) اومدم تا به خاطر دل خودم دو تا آهنگ بزارم اولیش از توماس اندرس (خواننده گروه مدرن تاکینگ) که این بار با آلبوم جدید خودش Strong ترکونده این بشر خستگی ناپذیره فقط کاش دیتر بوهلن هم کنارش بود. آهنگ اولی را که می خواهم معرفی کنم چرا گریه می کنی (why do you cry) نام داره که ورژن دیسکوی این اهنگ (ورژن اصلی) تراک اول و ورژن تکنوازی پیانو تراک آخر Strong Premium Edition اگر اهل آهنگ های آروم و توپ هستید ورژن پیانو را از دست ندهید بی شک شما را راضی می کنه اگر هم که پوم پوم خونتون پایین امده ورژن اصلی را دانلود کنید و حالشو ببرید هر کس دانلود کرد و فکر کرد ضرر کرده بیاد توی کامنت ها فحش بده

این آهنگ را تقدیم می کنم به کسی که الان داره این نوشته را می خونه و توی دلش میگه امییییییییینن

خوب بیشتر از این حرف نمی زنم بریم یک نگاهی به شعر بندازیم و بعد دانلودش کنیم.

You know, my girl
I need you to write my story
You love to fly, but now you are by my side
It’s you, I need and there is no point in boring
Time to decide, say: Hi! or Good Bye, Why…?

Why do you cry, wonderful lady
Why do you cry, find in a fear
Why do you cry, just tell me why
I’m like a blind, running behind you
How many people, just wanna be friends of mine
How many girls, I’ve known in my life
Why do you cry, Open your mind
Give your palm , I can’t live without you

I know, my girl
I will never breath without you
It’s you, I want to fire my heart inside
There is, instead
And my heart will always guide you
Time to decide, say: Hi! or Good Bye, Why…?

Why do you cry, wonderful lady
Why do you cry, find in a fear
Why do you cry, just tell me why
I’m like a blind, running behind you
How many people, just wanna be friends of mine
How many girls, I’ve known in my life
Why do you cry, Open your mind
Give me your palm i can’t live without you
…Without your love…
…Without your love…
Oh no, oh no

«…Just open your mind!…»

Oh no, oh no

Thomas Anders - Strong : The Russian Premium Edition 2010

Thomas Anders - Strong : The Russian Premium Edition 2010

ترجمه ی شعر:

چرا گریه می کنی ؟

تو می دونی , بانوی من
من برای نگارش داستانم به تو نیاز دارم

تو عاشق پروازی
اما اکنون در کنار منی

تو همه آن چیزی هستی که من نیازمندش هستم
و هیچ نکته نگران کننده ای هم وجود ندارد…

این زمان زمان تصمیم گیریست
بگو سلام یا خدانگهدار…

چرا ؟…
چرا گریه می کنی ؟
با ترست می جنگی ؟

بانوی شگفت انگیز
چرا گریه میکنی ؟
چرا گریه می کنی ؟
فقط به من بگو که چرا ؟

من همچون یک نابینا پشت سر تو در حال دویدن هستم
چند نفر تا به حال
فقط می خواستند که دوست من باشند ؟
چند تا دختر رو من در زندگیم می شناختم ؟

چرا گریه می کنی ؟
ذهنت رو باز کن
رفاقتت رو به من بده ( یار من باش ) ,

من بی تو قادر به زندگی نیستم…
بدون عشقت…
من می دونم بانوی من

من بی تو هرگز قادر به نفس کشیدن نخواهم بود
تو همان کسی هستی که من برای به آتش کشیدن قلب درونم نیاز دارم

این در عوضش وجود خواهد داشت
و قلب من برای همیشه راهنمای تو خواهد بود…

این زمان زمان تصمیم گیریست
بگو سلام یا خدانگهدار…

چرا گریه می کنی ؟
بانوی شگفت انگیز
چرا گریه می کنی ؟….

اوه نه ! اوه نه !

فقط ذهنت رو باز کن …..

اوه نه ! اوه نه !

چطور بود؟

برای دانلود ورژن پیانو اینجا را کلیک کنید – یا اینجا(لینک کمکی-مستقیم) > (از دست ندید)

برای دانلود ورژن اصلی (دیسکو) اینجا (لینک مستقیم) را کلیک کنید- یا اینجابا حجم و کیفیت پایین تر-128)

بیشتر بخوانید…

نگاشته شده توسط: امین هاشمی | مارس 13, 2010

جوادترین های سال 1388

الو 1 2 3 امتحان می کنیم فوووت فووووت او بچه صدا تنظیمه؟نه؟ پس دوستان یک سری به جشنواره های سال 87 و 86 بندازید تا وضعیت صدا هم درست بشه

>جشنواره جوادترین های سال 1386

>جشنواره جوادترین های سال 1387

سلام و 200 سلام به همه ی جواد های حاضر و همه طرفدار های مطلب جواد ها امسال اومدیم تا براتون جوادترین های سال 88 را معرفی کنیم و به این انتظار 1 ساله پایان بدیم متاسفانه با زیق وقت مواجهیم پس سری میریم برای معرفی کاندیدا ها و نفرات برگزیده لطفا مارا با جوادترین تشویق های ممکن همراهی کنید ایشالا که دستتون برسه به زری خانم

سومین جشنواره جوادترین های سال 1388

سومین جشنواره جوادترین های سال 1388

1-) جوادترین های موسیقی

برای این انتخاب لحظه شماری می کردیم انتخابی که همون اول سال 88 کاندیدایی داشت که همه داوران اتفاق نظر داشتند که جواد سال لقب میگیره جوادی که بی شک جوادی جواد یساری و علی عبدلمالکی را هم ازشون گرفت و مال خودش کرد.امسال بهترین سال آهنگ های جواد مجاز بود داور ها میگند اصلا یکی از معیار های مجوز های ارشاد امسال همین جوادی بوده یعنی هرچی آلبومی جواد تر مجوزگرفتنش هم سریعتر کاندیدا های امسال اغلب از افراد شناخته شده ی موسیقی بودند که اسامی بعضی از آن ها عبارتند از:بنیامین بهادری،احسان خواجه امیری،نوید و امید،کامران و هومن،DJ سروش،مجید خراط ها،بهنام علمشاهی و … همونطور که پیداست بنیامین بهادری که از پایه های ثابت کاندیدا های جوادی 3 ساله بود امسال به عنوان جوادترین خواننده انتخاب شد و آلبوم کنسل مجید خراطها جوادترین آلبوم ، سرانجام مجموعه آی آی های بنیامین که به صورت یک تراک  (کجای دنیای) به خوردملت داده شد جوادترین قطعه موسیقی!؟! راستی به نظر شما چرا بنیامین اینقدر آی آی میکرد؟این سوال شده واسه داور های جشنواره که آخه چرا فقط آی؟مثلا نمی شد یک تراک هم با اوخ اووف بسازه؟

.

بیشتر بخوانید…

نگاشته شده توسط: امین هاشمی | ژانویه 22, 2010

دسته بندی جدید وبلاگستان اعلام شد

بیشتر از یک سال از مطلب وبلاگستان و وبلاگنویسان پارس می گذرد و بچه ها/بکس پیشنهاد دادند که تغییرات اخیر را هم اضافه کنیم توی دسته بندی جدید ، این دسته بندی جدید مکملی برای تقسیم بندی قبلی است. پس اگر می خواهید که لذت ببرید همزمان با این پست این لینک را هم مطالعه کنید چون این دو بدون هم ناقص هستند.

-دکتر مظاهری ها*

نام: بافنده
شهرت: وبلاگ نویس
شغل: بافتن مطالب از تار و پود هیچ!
آره. شغلشونه می بافند و می دوزند بدون دونستن چیزی. مسلسل وار پشت سر هم از همه مسایل چه سیاسی، چه اجتماعی، چه اقتصادی می نویسند. برای تأیید مطالبشان هم از کلمات می دونید و می گن و دانشمندا پیدا کردن و اینا استفاده می کنن.
فوقشم دوتا کلمه گنده اینگلیسی (با املای غلط!) می اندازن وسط نوشته که دیگه خواننده محترم تسلیم شهآخه می دونید فارسی براشون سخته! و به به به و چه چه بپردازه در حالی که اگر اگر یکم خواننده ها هواسشونو جمع کنن اسیر این بازی های رسانه ای (!) نمی شن!
تو جامعه وب و وبلاگستان از این آدما زیاده. شدن عین این برنامه هه که تازه اختراع شده. می تونه با گذاشتن کلمات بغل هم کتاب های تخصصی موضوعی یا رمان یا هرچی بخواین بنویسه (تألیف هم صنعتی شد!!). تازه حداقل اون برنامه هه یه مغزی چیزی داره که داستانش و مطلبش پرمعنا شه؛ این وبلاگ نویسا که بعضا صدها ریدر هم دارن چی؟ هیچی!

-سیاسی نویس های بعد 22 خرداد:

این گروه بعد از 22 خرداد از تخم در امدند و مثل این جوجه ها رنگ های مختلفی دارند مثلا قرمز،سبز،نانجی،قهوه ای و … سیستم کارشون هم خیلی ساده است به جای وبلاگ نویسی فحش نگاری می کنند (خوب بالاخره هر کس اندازه شعورش دیگه) این میگه فلانی فردا شلوارت را روی سرت می کشیم اون رنگیه هم جواب میده خیط خیط من اصلا شلوار نپوشیدم اگر اون طرف دنیا یک کلاغ فضله کنه اینوری هاشون می گند به طرف شما کرد و او نوری هاشون می گند به طرف شما متوهم ترین افرادی که توی زندگی دیدید همین دسته اند ، اگر بیشتر از 5 دقیقه توی اینجور بلاگ ها معطل شدید یک سر جلوی آینه برید ببینید درازی گوش هاتون چقدره

-سیاسی نویس های قبل از 22 خرداد:

عموما شامل افراد با اطلاعی میشه که روی سیاست های حکومت و سایر بحث و نقد راه می اندازند معمولا از دیدگاه خودشون راه کار هایی منطقی ارائه می دهند و فکر نمی کنند همین فردا سیستم حکومتی دنیا عوض میشه خلاصه تخصصی کار می کنند البته بین همین گروه هم افرادی مثل دسته بالایی هست اما شما اون ها را هم جزو همون دسته ی قبلی بگیرید

عکس تزیینی-وبلاگ نویسی

عکس تزیینی-وبلاگ نویسی

- تخصصی نویس ها

وبلاگستان فارسی به این گروه مدیونه گروهی که با دانش بالا و سواد بسیار در مورد زمینه ی تخصصی و کاری خودشون مطلب می نویسند و نقش عمده ای در تولید محتوا برای وبلاگستان دارند بیشتر افراد این دسته را دانشجویان ، استادان و محققان تشکیل می دهند کافیه که یک سر به وبلاگشون بزنی و اون موقع است که زمان از دستت خارج میشه و با دستی پر از اطلاعات روز و دست اول از وبلاگشون خارج میشی این دسته دقیقا نقطه ی مقابل دکتر مظاهری ها هستند بر عکس مظاهری ها شما را به درست ترین راه هدایت می کنند -یک کف مرتب براشون بزنید-

-مینیمالیست ها

بروبچه های مینی مالیست که روز به روز به تعدادشون اضافه میشه فست فود های وبلاگستان هستند :P توی نوشته های کوچیکشون کلی حرف برای گفتن دارند خوش ذوق هستند و به زیبایی مطلب می نویسند و سادگی حرف هاشون مورد پسند همه است پس اگر دوست داشتید که چندتا مطلب باحال بخونید و سریع انرژی بگیرید مینیمال نویس ها را فراموش نکنید

-طناز ها

مسخره نمی کنند و این بزرگترین ویژگی این گروهه مطلبشون مثل نوشابه انرژی زا فعال و پرباره با زبان طنز انتقاد می کنند و حتی گاهی فریاد می زنند اما لحن خودشون را حفظ می کنند تعدادشون خیلی کم شده اما دارند به شدت فعالیت می کنند وبلاگشون پر از شادیه هرچند که گاهی تلخ باشه. بیا دیدی چی شد؟رفتم یکی از وبلاگ های همین طنز نویس را ببینم 15 دقیقه وش گیر کردم واقعا که کارشون درسته کاریکاتور،کاریکلماتور و هرچی که بگی توی کیسه اشون پیدا میشه

-فتوبلاگ ها

حواس پرتی باعث شد که این دوستان را دفعه ی قبل حساب نکنیم ، این دسته خیلی کم حرف هستند و به جای نوشتن از زبان عکس ها استفاده می کنند و به شما لذت مشاهده تصاویر هنری ، کمیک ، اتفاقات و … را اهدا می کنند نمی دونم که کار درستیه که بچه های کمیک نویس را هم جزو این گروه بدونیم یا نه اما کمیک ها هم نقش موثری دارند

… شما هم می توانید این نوشته را ادامه بدهید منتظر نظرات گرم شما هستیم

نگاشته شده توسط: امین هاشمی | ژانویه 19, 2010

هیپ هیپ هوررا ، هوووررررااا

خیلی وقت ندارم خبر های خیلی خوشی دارم اولیش اینه دوست وبلاگ نویسمون بالاخره داره از دست بیماریش راحت میشه (خدایا شکرت ، شکرت خدا) به زودی نتایج آزمایشاتش که بیاد مرخص میشه دوباره بر می گرده پیشمون و دوباره شادی…

چندتا اتفاق دیگه هم افتاده که بسی شادمانمان کرده ولی حیف نمیشه از اینجا داد اما همه دست بزنید و شادباشید که حسود ها از حسودی بمیرند

خلاصه اینکه حرفی نیست جز اینکه دم خدا گرم

یک آهنگ می گذارم شاد نیست اما خیلی قشنگه و بدجوری چشم منو گرفته امیوارم که شما هم مثل من ازش لذت ببرید ریتم ملایمی داره و صدای زیبای فریدون اسرایی این ریتم آروم را روح می بخشه پس دست به کار بشید و این ترانه ی زیبا را دانلود کنید و لذت ببرید

اینم از شعر زیبای این آهنگ:

خداحــــافظ نگو وقتي هنوز در گيــر چشماتم

خداحافــــظ نگو وقتي تا هرجا باشي هـمراتم

تو اون گرماي خــــــورشيدي که ميري رو به خاموشي

نمــــي دوني چـــقدر سخـــته شده ســـرده فرامــــــوشي

شـبي که کـــــوله بــارت رو ميــون گريـــه مي بــستي

يه احساسي به من مي گفت هنوزم عاشــــقم هســـــتي

خداحـــافظ نگـــو وقتي هـــنوز در گيـــر چشماتم

خــــداحافــظ نگو وقتي تـــا هرجــا باشي همراتم

چرا حالــت پريـــشونه چـــــرا مايوس و دلسردي

خداحــافظ نــگو وقتي هـــنوزم ميشـــــه برگردي

تو يــادت رفته اون روزا يکي تنها کــست ميشد

خداحــــافظ که مي گفتي خـــدا دلواپست مي شد

فرق بین طلوع و غروب خورشید تفاوت احساس دل ما است

فرق بین طلوع و غروب خورشید تفاوت احساس دل ما است

دانلود ترانه ی زیبای خداحافظ نگو با صدای گرم و دلنشین فریدون آسرایی - دانلود کیفیت 128-

نگاشته شده توسط: امین هاشمی | دسامبر 29, 2009

تولدمس-درود بر 19 سالگی

8 دی ساعت 9 شبس 18 سالی پیش اوِلین عر زندیگمو زِدَم و داغی دختِر شدنا رو دلی مامانم هشتم! آره دیگه تولدمس تبریک بوگید! (یک خط لهجه دار اصفهانی نوشتم ها) اره دیگه زپلشت 18 سالمون شد الان قدم با قد اسب ناصرالدین شاه یکی شده مونده عقلم  که اونم از خدا درخواست کرَم دارم. بچه که بودم فکر می کردم 18 سالگی نقطه ی مهمی توی زندگیه الان که بهش رسیدم می بینم همچین ها هم خبر خاصی نیست ، سن قانون برای قانونی که نقش پشم توش بازی می کنی ، امان از افکار وقتی که بچه بویم و عاقل بودیم!
-ممنونم از همه کسایی که این روز به یادشون بود و به یادم بودند امیدوارم که عمری برای جبران خوبی ها داشته باشم راستی کادو ها امسال خیلی فرق داشت چیز هایی بودند که تقریبا تصور خریدشون توسط خودم سخت بود ادکلن مورد علاقم،ساعت و … از جشن و کیک و این جور چیز ها هم به خاطر عزاداری خبری نبود فقط کادو قبول می کردم :P

کیک تولد تقدیم به برو بچه های وبلاگستان

کیک تولد تقدیم به برو بچه های وبلاگستان

-امروز اتفاقات جالبی هم افتاد رفتم مغازه گفتم یک کارت 5 ساعته بدید گفت نداریم 3 ساعته هست فقط گفتم بدید همونجا خراشش دادم جایزه اش یک کازت دوساعته بود (اونم از ای اس پی ای که همیشه جایزش پوچه) بعد اومدم خونه ظهر که خوابیده بودم مامانم که از اداره اومد همش هی صدا میزد امین و میخندید و می خواست یعنی خودش را عصبانی نشون بده اما نمی تونست بهش گفتم چی شده؟ گفت حواسم نبود قبض موبایلت را پرداخت کردم :P نگو قبض من هم بین قبض های خودشون بوده و مامان این هارا داده به همکارش که بزنه تو سیستم اونم هرسه را پرداخت می کنه نتیجه اش این شد که قبضی که من از خرداد پرداخت نکرده بودم پرداخت شد و من اندازه ی یک خر اونم نوع قبرسی اش کیف کردم
-رفتم اموزشگاه رانندگی دختره گفت آقا تاریخ تولدتون؟ گفتم 8.10.70 گفت امروز؟گفتم نه بابا امروز که نه 18 سال پیش احتمالا به زودی گواهینامه بگیرم
-یکی از مشکلاتی که جدیدا پیدا کردم اینه که خودم روی فایل هام پسورد می ذارم بعد که می خواهم بازشون کنم پسوردشون یادم نمیاد این برنامه ها هم که گزینه ی بابا غلط کردم بستنی خوردم و فراموشی پسورد و اینا که ندارند هی باید به مخیله فشار بیارم که اون موقع به چی فکر می کردم
-اسم این مشکل اومد یادم بزار یک چیز دیگه هم تذکر بدهم گاهی میشه یک کاری می کنم بعد از اینکه یک مدت ازش گذشت هر جوری فکر می کنم نمی تونم بفهمم اون موقع چه جور دو دوتا چهار تا کردم  کارم را انجام دادم مثلا خرداد ماه مامانم هی به من می گفت امین تا خانم … نرفته مالزی مشخصات لپ تاپ مورد نظرتو بگو تا بگم برات بیاره 5 ماهه خودم را کشتم که خدایا من اون موقع رو چه حسابی گفتم نه من لپتاپ نمی خواهم؟ ده نه اخه این کدوم خریه که اینجوری جفتک میزنه به بختش؟

نگاشته شده توسط: امین هاشمی | دسامبر 26, 2009

حسین را باز شهید نکنیم

هر اتفاقی که رخ میدهد وبلاگستان سعی می کند در مقابل ان یک واکنش منطقی نشان دهد و به مناسبت های خاص وبلاگ نویسان متعهد و متفکر مطلب می نویسند مثالش روز های انتخابات،محیط زیست،روز مبارزه با ایدز و اتفاقات مشابه دیگه اما یکی از این اتفاقات که میشه کلی در موردش بحث کرد عاشوراست که اگر ان را مناسبت بنامیم مناسبتیست که دارد دستخوش تحریف می شود و این بار من به عنوان یک عضو کوچیک و شاید هم کمکار، وبلاگستان را به موشکافی بدعت ها و تحریف ها دعوت می کنم بد نیست که در کنار سایر مطالبمون مطلبی هم در این مورد بنویسیم

ظهر عاشورا-اثر استاد فرشچیان

ظهر عاشورا-اثر استاد فرشچیان

من اولین گام خودم را بر میدارم و یک کتاب معرفی می کنم این کتاب از عاشورای حسین تا عاشورای شیعه نام داره و به قلم محمد اسفندیاری نوشته شده یک کتاب جمع و جور ساندویچی که توی 91 صفحه اش حرف های خیلی زیادی برای گفتن داره در مقدمه این کتاب می خوانیم

عاشورا،حماسه ای است که دوباره باید شناخت.بازشناسی عاشورا،نه شناخت یک روز که شناخت بزرگترین حماسه ی انسانی است.حماسه ای که در یک روز صورت بست ، ولی آن روز نه از آن یکفصل که برای همه ی فصل هاست.

بازشناسی عاشورا،نه فقط فریضه ای عینی که ضرورتی تاریخی است.در صحیفه ی تاریخ هیچ روزی چون صفحه ی عاشورا نیست.امویان و اموی اندیشان بسی کوشیدند تا این صفحه را از تاریخ پاک کنند ، اما نتوانستند.نیز جهد بلیغ کردند تا این صفحه را ورق بزنند ولی بازهم نتوانستند.صفحه ی تاریخ عاشورا گشوده ماند اما عده ای آن را نخواندند و عده ای فقط بر آن گریستند.

و همه سخن این است که عاشورا نسخه ی اشک نیست نسخه ی آزادگی است. نه اینکه نباید بر آن گریست بلکه نباید بر آن فقط گریست. این نسخه بس است تا حیات هر ملت را دیگرگون کند و افسر آزادگی را بر سر انسان نهد. در جامعه ای که امام حسین هست آزادگی نیز هست و آنجا که حسین نیست آزادی نیز نه و البته منظور نه نام حسین،که راه حسین است.با این راه به کجا آباد آزادی می توان رسید.

نام فروردین نیاورد گل به باغ

خانه روشن کی کند نام چراغ

تا قیامت صوفی ار می می کند

تا ننوشد باده مسـتی کی کـند

از هنگامی که مسلمانان از خواب غفلت برخواستند به باز خوانی صفحه ی عاشورا پرداختند. در این بازخوانی چیز هایی در آن دیدند که گذشتگان ندیده یا نگفته بودند و هرچه در صفحه ی عاشورا باریکتر شدند هزار نکته باریکتر ز مو در ان یافتند…

این کتاب خلاصه ی کتاب دیگر این نویسنده است و به نظرم با حجم کمش لذت مطالعه یک کتاب کامل و پر بار را داره این هم چند جمله ی انتخاب شده از متن کتاب :

* نزاع امام حسین-ع- و یزید نزاع شیعه و سنی نبود،نزاع کفر و دین بود،بلکه نزاع عدل و ظلم

*امام حسین نه فقط پیشوای شیعه که امام عامه ی مسلمانان است و پیشوای همه ی آزادگان

*یزید می خواست که امام حسین دست بیعت بدو دهد و یا سر دهد آن حضرت راه دوم را برگزید سر داد و دست نداد و با سر بلندی ندا سر داد که ذلت از ما دور باد

*امام حسین از شخصیت های «دوباره مظلوم» و «بازشهید» در تاریخ است

*ظلم دوباره این بود که «هدف کشی» از قیام امام حسین شد.یک بار کالبد آن حضرت پایمال شد و بار دیگر هدفش. دشمن جانی چنان کرد و دوست جاهل چنین

به همه دوستانم و همه کسانی که اهل تفکر و جویای حقیقت هستند مطالعه ی این کتاب سودمند را توصیه می کنم

راستی آدرس ناشر : قم صندوق پستی 675-37185 و تلفن 7832198

-به نظرم به اندازه کافی گریه کردیم بهتره در کنار گریه هامون کمی تفکر هم چاشنی کنیم همه دوستان وبلاگ نویس را به نوشتن در مورد ابعاد مختلف عاشورا دعوت می کنم همه دعوتند

این روز ها که دعا می کنید من و دوست بیمارم را فراموش نکنید

پ ن : سال نوی میلادی را به تمام دوستان ارمنی خودم تبریک می گویم

پ ن 2: تولد خودم ، پدرام و عمو هوشنگ نزدیکه پس اگر نبودم تولد همگی مبارک

پ ن 3:یک معذرت خواهی به تمام بازدید کنندگان و کسایی که در مطلب چقدر واقع بین هستید نظر دادند بدهکارم و ازشون عذر خواهی می کنم چون قرار بود من یک هفته بعد جواب را روی وبلاگ بگذارم اما خوب یکم فاصله بیشتر شد. پس سریع بریم سر و وقت جواب ، فقط این نکته را متذکر می شوم که آزمون ها و سوال های این چنینی یک ملاک نیستند و اگر مثلا جواب درست یا اشتباه دادید دلیل قطعی بر واقع بین و یا عدم واقع بینی نیست. و اما جواب این بود که کلا چنین ماجرایی دروغه و اگر کسی این ماجرا را برای ما تعریف کرد دروغگو است چون اگر واقعا هر 4 نفر مردند پس پلیس این همه اطلاعات دقیق از مکالمات جان باختگان را از کجا آورده؟ بقیه کسایی هم که برای خودشون یک سری استدلال هایی که امکان وقوع ان ها هر 10000 سال یک بار و در هر هشت میلیارد یک نفر را اوردند خیلی در ماخولیا و خیال بافی هستند

به نظرم این مطلب و بازخورد هاش یک جورایی یک تصویر کوچیک از جامعه ی ما بود بعضی ها وقتی به ان ها حرفی می زنی فقط یک واکنش ساده نشون می دهند و ازش رد می شوند ، بعضی تفکر می کنند و تا از صحت و سقم این خبر با خبر بشوند (و جامعه ی کنونی ما نیازمند چنین افرادی است) ، یک عده هم هر چی بهشون بگیم قبول می کنند و مهم نیست چی بهشون میگی

نوشته‌های قدیمی‌تر »

دسته‌ها

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.