وکیل ارام و با وقار روی صندلی خودش نشسته بود و مشغول صحبت بود که ناگهان خاطره ای از ذهنش گذشت و برای افراد حاضر در کلاس تعریف کرد.
*هفته پیش دختری 16 ساله را همراه دو مرد مسن در یکی از باغات اصفهان دستگیر می کنند.
*در بحبوحه باز جویی دخترک (؟!) جواب وی به یکی از سوالات بازپرس این بود.
-دخترم آخه انگیزه تو با این سن کم از این کار چی بود؟سن تو و سن این آقا ها؟
-دخترک:انگیزه من پرداخت شبی یک میلیون از جانب هر کدام از آن ها بود!
وکیل مدرس ما خودش هم از این قضیه در شگفت بود و از ما پرسید:
-بچه ها به نظر شما منشا این مشکلات کجاست؟
و حالا هم من می پرسم: به کجا داریم می ریم؟و چه کار می کنیم؟


بازم گل کاشتی امین جان..
By: باربد on آوریل 30, 2008
at 2:23 ب.ظ
نظر لطف شماست باربد جان.
By: aminhashemi on آوریل 30, 2008
at 2:28 ب.ظ