اختفای دین به قصد اکتشاف آن ، راز امیز ترین رهیافت دین یابی است.
همانگونه که آب ریزی در چاه به جای اب زایی از ان ، با کنش تولیدگری چاه که همانا جوشش اب از درون است ، مغایر است. دیدن دهی نیز در قالب روش تربیتی ، یک فرایند بیرونی است که مغایر با دین یابی به منزله ی یک فرایند فطری و درون زا است .
از یک طرف گفته میشود دین امری فطری است که خداوند ان را در درون انسان به ودیعه نهاده است و کافی است شرایط محیطی و عوامل تربیتی برای فعلیت یافتن آن مهیا شود . از طرف دیگر ان چه در قالب برنامه و اموزش و اقدام تربیتی به کارگرفته میشود ف خلاف اصل فطری بودن دین است ، زیرا روش های جاری در تربیت دینی در اغلب موارد غیر فطری و برخاسته از دیدگاه های عاریه ای و تصنعی نسبت به دین است. اگر مشاهده میشود که در چاه اب وجود ندارد نباید آن را از منابع بیرونی اب ریزی کنیم ، بلکه باید منافذ و چشمه های جوشان – اما پنهان- آن را خاک برداری کنیم تا به جای “آب دهی”،”آب یابی” و به جای “آب ریزی” ، “آب زایی” جریان یابد.
استاد پیری همواره این قصه را برای شاگردانی که جدی نبودند نقل میکرد:
-شبی دیر وقت مرد کوری پس از ملاقات دوستی ، قصد رفتن به خانه کرد ، پس به دوستش گفت : چراغت را بده تا راهمرا روشن کند.دوستش پرسید چرا می خواهی چراغ با خودت به همراه ببری؟تو که بهتر نخواهی دید. مرد نابینا پاسخ داد: نه شاید نه ولی دیگران مرا بهتر خواهند دید و به من بر نخواهند خورد.دوست فانوس خود را به مرد کور داد.فانوس از حصیر خیزران و کاغذ ساخته شده بود و شمعی در میان آن قرار داشت. مرد کور با فانوس خارج شد و هنوز چند قدم نرفته بود که ، درق صدای برخورد محکم او با یک نفر به گوش رسید. کور سخت عصبانی شد و گفت :
-مگر این فانوس را نمی بینی؟چرا نگاه نمی کنی؟
آن شخص پرسید: فانوس؟پس چرا شمع ان را روشن نکرده ای؟
بنابر این اگر از درون گیرنده ای نباشد و بصیرت ریشه در اندرون نداشته باشد همان تعبیرشمس تبریزی را به یاد می اورد که می کوید : “تو که چراغ نبینی به چراغ چه بینی؟”
اموزش دینی به یک معنا ، خود مانع تربیت دینی است ، ان جا که “العلم هوالحجاب الاکبر” می شود در همین نوع اموزش هاست. دین فرایندی یافتنی از درون است و نه فراورده ای ساختنی از بیرون . به این معنا میتوان گفت “دین یابی” چیزی جز پرده برداری از گوهر دین که در ذات ادمی به ودیعه نهاده شده است ، نیست.
شاید بتوان تمایز میان اموختن دین (دین دهی) با یافتن دین ( دین یابی ) را در این سروده ی “جبران خلیل جبران” نشان داد. ان جا که درباره ی معنای “آموختن” می گوید:
ان گاه اموزگاری برخاست و از اموختن پرسید.
پیامبر گفت:
هیچ کس نمی تواند شما را چیزی بیاموزد مگر ان چه را که نیم خواب در فجر اگاهی شما ارمیده است.
اموزگاری که در سایه ی معبد پیروانش قدم میزند از گنج دانش خویش به انان چیزی نمیدهد، بلکه عشق و ایمانش را با ان ها قسمت می کند.
اگر اموزگاری به راستی خردمند باشد. از شما نمی خواهد که به خانه ی معرفت او داخل شوید ف بلکه شما را به آستان اندیشه ی خودتان بار میدهد. (تو را هر کسی به راه خویش خواند* تو را من به جز سوی تو نخوانم )
اختر شناسان را شاید که با شما از فهم خویش در اسرار فضا سخنی گوید، اما ، هیچ نشاید که فهم خویش را به شما بخشد .
وخنیاگر تواند که موسیقی افلاک را بر شما زمزمه کند ف اما نتواند شما را گوشی بخشد که آن زمزمه را دریابید و نه به شما حنجره ای عطاکند که ان موسیقی را زمزمه کنید .
و ان کس که در علم اعداد استاد است ممکن است با شما از قلمرو کمیت ها سخن گوید اما،نمی تواند شما را بدان اقلیم رهنمون شود؛ زیرا ادمی نمی تواند بال های خیال و چشم شهود خویش را به دیگری وام دهد. و چنان که هر یک از شما در علم خداوند جایگاهی خاص داریدف هم چنین باید که معرفت شما از خداوند و درک شما از اسرار زمین خاص شما باشد.
پس ان چه موجب می شود که دین ورزی از درون فرصت کنش وری پیدا کند ، فراهم کردن شرایطی است که این نیاز از طریق شهود و خیال و با زبان فطرت در قالب تجربه باطنی رخ دهد. اما انگاه که دین به منزله ی یک فراورده ی بیرونی و کالای تجاری تلقی می شود اثری از ایمان قلبی باقی نمی ماند.
مرجع:یادداشت های ممنوعه-استاد عبدالعظیم کریمی


خوشبختانه جنبشی جهانی بر علیه آموزش دینی به کودکان در سنین پایین در حال شکل گیری است. همانطور که یک کودک نمی تواند در 9 سالگی تشخیص دهد که سیاستهای اقتصادی کدام حزب بهتر هستند به همید دلیل در آن سن حق رأی ندارد، قاعدتاً توانایی تشخیص اینکه آموزه های کدامیک از مکاتب درباره مبدأ حیات درست تر هستند را هم نخواهد داشت! مجبور کردن کودکان به نمازخواندن در سنین پایین، یا شرکت دادن آنها در مراسم مذهبی، یا بردنشان به کلیساو مسجد و … در کودکی به نظر من از مصادیق آشکار آزار کودکان و نقض حقوق انسانی آنهاست!
By: رهام on می 12, 2008
at 7:23 ق.ظ
اوف
چه زیاده
By: aMiN on آگوست 7, 2008
at 7:41 ق.ظ