باز هم سه خرداد این سه خرداد خیلی معنی داره نگو نه! الان که دارم این کلمات را تایپ می کنم برای اولین باز ار کامپیوتر ها بدم اومد (میاد) که چرا این آهن پاره ها نمی تونند احساس را منتقل کنند؟حالا چه جوری به کسی که داره وبلاگمو می خونه بفهمونم چه احساس و فکری دارم که طرف برداشت دیگه ای نکنه و … (لعنت به این یک مشت آهن)

باز هم سوم خرداد
مردانی که به شهامت رستم،پاکی سیاوش،حقیقت اسفندیار،اندیشه هومان،به نظرت دیگه کلمه ای هست یا نه؟
زنان ببخشید شیر زنانی که ساده و با صلابت امدند و پاک و آسمانی رفتند (فکرم مثل کی بردم نیست
)
![]()
ای تو پسر ، دختر خانم که الان 2 تا بچه بسیجی می بینی (به قول خودت موجود پشمالو) بهشون می گی امل و … نظرت در مورد اون بسیجی ها چیه؟

تو که می گی اون پسر بچه به خاطر عشق تفنگ رفت جبهه بگو ببینم از عشق تفنگ خودشو انداخت روی مین؟یا از عشق تفنگ رفت جلوی تیر بار دشمن و گفت الله اکبر؟بگو به عشق کی بود؟به عشق چی بود؟
راستی همین خلیج فارس که الان واسش تومار امضا می کنیم اگر این بچه ها نبودند اصلا دست ما بود یا توی یک نقشه دیگه خلیج … بود؟

کاش ما (من) هم کمی جرات داشتیم که می گفتیم آره می ترسیم (می ترسم)
-حیف حرف زیاد است، دل تنگ و صدا گرفته






-ببخش مادرجان اگر افکار پسرت با من نیست





By: daei on می 23, 2008
at 9:37 ب.ظ
یاد همه بزرگوارانی که از جان خویش برای حفظ شرف و عزت این مردم گذشتند ، همیشه زنده است.
By: محمد on می 24, 2008
at 2:48 ق.ظ
یاد همه بزرگوارانی که از جان خویش برای حفظ شرف و عزت این خاک و این مردم گذشتند ، همیشه زنده است.
By: محمد on می 24, 2008
at 2:49 ق.ظ
ياد باد
By: مهدي بوترابي on می 24, 2008
at 6:32 ق.ظ
اولین بار که وارد خرمشهر شدم به یک تابلو برخوروم نوشته بود با وضو وارد شوید
قبلا هم در شهر های دیگه مثل این نوشته رو دیده بودم اگر هر شهر دیکه ای بود اخممو تو هم میکردم اما این بار نه این شهر نه رفتم و وضو گرفتم
By: mortisok on می 26, 2008
at 11:30 ق.ظ