نگاشته شده توسط: امین هاشمی | اکتبر 24, 2008

حکایت ما

می دونی؟یک وقت هایی هست که می بینی نقشه ها و برنامه های بدون نقصت از روی کم کاری دیگران و یا اتفاقاتی که هر 10000 سال ممکنه اتفاق بیوفته همه از بین میره و تو می مونی و یک مسیر شکست خورده هنوز راه برای جبرانش هست و تو هم انرژیت زیاده ولی خوب کی میره این همه راهو؟ گاهی حس می کنی که شدی موش آزمایشگاهی که باید یکی دو سه تا بلا برات اتفاق بیوفته و از نظر روانشناسی آزمایش بشی. حالا دو تا از بی اهمیت ترین هاش را براتون می نویسم (بازم تاکیید می کنم بی اهمیت ترین ها چون اصلی هاش نسبتا خصوصی به حساب میاد.)

-یادش بخیر 2 سال پیش از روی شوق یک سایتی ساختم با اسم آی آر دانش ، ایده اش هم از یک منبع تحقیق دانش آموزی سر کلاس شیمی شروع شد این سایت ساخته شد و به پاش خیلی زحمت ها کشیده و حتی 2-3 باری همه چیزو به هم زدیم و از نو شروع کردیم چند وقت پیش (15 مهر) که قرار بود دامین و هاست را تمدید کنم در تماسی که با هاست ایران داشتم گفتند متاسفانه ندلر ی که دامین شما را ثبت کرده اون زمان دیگه نیستش و ما هم دسترسی به اون نداریم و سایت هایی هم مثل شما هستند که این مشکل را دارند. حالا قراره کی جوابگو باشه؟ کی اون همه ذوق بچه گونه و زحمتو جواب میده در کل بیخیالش شدیم و فقط به سفارش امین دوستم یک دامین نزدیک به همون با نام آی دانش ثبت کردیم.

-حساب کن برنامه ریزی کردی برای اینکه درس بخونی یک دفعه یک بنده خدایی گیر 6 پیچ میده اره حتما بیا این کارو برای ما انجام بده و اگه نیای زحمت های ما هم میپره فقط بیا ببینش اینو و برو ، میری کمک و خوب بعدش نتیجش این میشه فرداش خسته و خواب آلو طوری که دوش آب سرد هم موثر نیست تشریف می بری مدرسه و امتحان و درس کلاسی به کل …. .

اصلا این ها را بی خیال دوست دارم حالا که صبح اول صبحه و این ها هم نمیگزارند بخوابم تا جایی که می تونم بنویسم برامم مهم نیست کسی میخونه یا نه چون برای دل خودم می نویسم.

این هفته قرار بود شیطونی هایی صورت بدیم :P که شیطون شنید گفت : ببین شما اینکاره نیستید آبرو خودتون را می برید بیایید بی خیال بشید :D   ما هم نه بابا و این حرفا چیه استاد ما اصلا اینطوری ساخته شدیم گفت من حق شاگردی به گردن شما دارم اینا به عنوان نصیحت گفتم بهش گفتیم باشه بابا برو پی کارت که دیشب شیطونه کار خودش را کرد و برنامه کنسل شد. البته اجرا کنندگان گرامی قول دادند هر وقت جورش جور شد من هم خبر کنند که چشمم آب نمی خوره (بد بخت ها خیلی خرده بود تو پرشون )

تا حالا شنیدی حکایت چوب دو سر نجس چیه؟ یا اینکه گاهی بعضی ها میگند (زبان محاوره و عامیانه است) تومون خودمون راکشته و بیرونومون هم مردمو ؟ خوب این حکایت فعلا کاملا روی زندگی من منطبق شده و دهان ما را مورد عنایت قرار داده یک جایی تو را یک جور فرض می کنند و جای دیگر یک جور دیگه انگار اصلا نمی خواهند بفهمند من یک امین هاشمی ام منظورم اینه که اصلا کسی به خود من توجه نمیکنه ببین چه جور بگم؟ من دوست دارم خودم باشم نه چیز دیگه می فهمی؟ مثال خیلی سادش یک بار این بود که امین (یک امین دیگه اون بالایی نیست) گفت امین (خودم :P ) چرا فید نداری؟ گودر چرا نداری؟چرا با فیید وبلاگ نمی خونی چرا فلان کارو  و بمان کارو نمی کنی؟ بهش گفتم خوب بکنم که چی بشه؟ من که از این کار ها خوشم نمیاد گفت تا این کارها را نکنی که گیک نمیشی ؟ منم بهش جواب دادم گیک نمی شوم ولی امین هاشمی که میشم من دوست ندارم گیک باشم دوست دارم خودم باشم کارهام منحصر به خودم باشه و …. حالا اینو به کل زندگی من تامیم بده تا بفهمی منظورم چیه (گیکو نمی گم منظورم امر و نهی برای فلان کاره)

چوب دوسر نجس هم که گفتم برای درک بهترش اینو می گم که یادمه بچه که بودیم احترام بزرگتر واجب بود و اوامر بی چون و چرا باید اعمال می شد حالا که یکم بزرگتر شدیم شده احترام کوچیکتر واجب و اوامرش اجرا باید بشه این شد که ما هیچ کدوم را ندیدیم دیگه و شدیم چوب دوسر نجس (البته این مثاله ها)

هه هه ، هی می گم بزار اینم بنویسم که حاج آقا قوه ی عقل می فرمایند ادم اینجور مطالب را توی وبلاگ شخصیش نمینوسه عینه اینه که بری وسط میدون داد بزنی و قصه زندگیتو بگی ، حالا که دوست داری بیا این که بی اهمیته را بنویس. اینم از بدی های اینه که با اسم خودت وبلاگ بنویسی (یا شاید هم توی وبلاگی به نام خودت :P ) الان باید بگم خوش به حال دوشیزه شین و امثالهم! میاند راحت می نویسند بدون ترس و دغدغه ای که کسی بفهمه کی هستند یا بعدا دردسری بشه ، اوه بی خیال بابا.

راستی نمی دونم چرا دیگه وبلاگ من توی داشبورد بهترین های وردپرس قرار نمی گیره با اینکه گاهی باید حداقل وبلاگ 5 یا 6 بشه به نظرم کاسه ای زیر نیم کاسه است چون وبلاگ بعضی های دیگه هم اینوطر شد مثل پارسیفا که همیشه اول بود اما الان نیست و مدیرش وبلاگ دیگه ای ساخت و اون مثل ثابق پارسیفا اوله قرار شده شروین فتحی پیگیری کنه که فعلا نتیجه ای نداده

تو این دو سه روز تعطیلی بیشتر وبلاگو آپدیت می کنم.

زیادی وراجی کردم نه؟فعلا که ورد پرس ورد کانت داره نشون میده 900 .

این هم یکی از شعر هایی که خیلی دوست داشتم بگزارمش توی وبلاگ اما بهونه ای پیدا نمی کردم بدبختی اینه که حالا هم بهونه ای ندارم اما میذارمش :P

کجایی                      خواننده : ماهان بهرام خان        آهنگ به صورت دمو است.

ماهان بهرام خان-کجایی

ماهان بهرام خان-کجایی

کجایی بیای ببینی

خیلی تنهام پر غصه

کسی جز تو نیست که

حال بی کسی هامو بپرسه

تو میدونی حال و روز درد بی درمون من را

می دونی نامو و نشون دل بی نشون من را

دانلود کنید از : اینجا یا  اینجا یا اینجا


پاسخ‌ها

  1. سلام امین عزیز
    خوبی پسرم؟
    من سایت شما رفته بودم. و استفاده ها بردم.ممنون
    راس میگی گاهی یه مشکلاتی از هوا هوار میشه سر آدم.
    در مورد نوشتن از روحیات هم حق را به شما میدم.هم باید نوشت و هم باید احتیاط کرد.
    ممنون از آهنگ.باید قشنگ باشه.
    میبینم که دنبال شیطنت هستید یو ها ها من به مامانت میگم اسمایلی جاسوس
    آدم باید همیشه خودش باشه.البته ارتقا دادن هم خوبه
    موفق باشی

  2. آره واقعاً …
    اصلاً منم که هی میگم دوست دارم تنها زندگی کنم برای همینه . به طور مثال یه زمان کاملاً در وضعیتی هستم که آمادگی درس خوندن رو دارم یه زمان موسیقی یه زمان کتاب …
    اصلاً به نظر من در جمع زندگی کردن یا حداقل تابع جمع بودن یا اینکه اصلاً مراوده زیاد با دیگران باعث میشه سطح زندگیت پایین بیاد. باعث میشه سطحی بشی !

  3. [...] تراک دموی ماهان را به نام کجایی قبلا قرار دام از اینجا ببینید. اما حالا به معرفی دو [...]

  4. به به
    دانلود کردیم … بسیار زیبا … فقط حیف کامل نبود


یک پاسخ بگذارید

پاسخ شما:

دسته‌ها