<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss" xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها در: یک امین و یک بابا</title>
	<atom:link href="http://aminhashemi.wordpress.com/2008/12/18/amin-va-baba/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://aminhashemi.wordpress.com/2008/12/18/amin-va-baba/</link>
	<description>هر چی که دل تنگم خواست</description>
	<lastBuildDate>Sun, 20 Dec 2009 15:29:34 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.com/</generator>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
		<item>
		<title>با: پدرام</title>
		<link>http://aminhashemi.wordpress.com/2008/12/18/amin-va-baba/#comment-660</link>
		<dc:creator>پدرام</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 24 Dec 2008 14:47:19 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://aminhashemi.wordpress.com/?p=637#comment-660</guid>
		<description>نمی دونم چی بگم ولی این نقل قول به نظرم مناسبه(البته مخاطبش پدران و مادران هستند):

فرزندان شما، فرزندان شما نیستند.
آنها پسران و دختران خواهشی هستند که زندگی به خویش دارد.
آنها به واسطه شما می آیند، اما نه از شما، و با آنکه با شما هستند، از آن شما نیستند.


شما می توانید مهر خود را به آنها بدهید، اما نه اندیشه های خود را،
زیرا که آنها اندیشه های خود را دارند.
شما می توانید تن آنها را در خانه نگاه دارید، اما نه روحشان را،
زیرا که روح آنها در خانه فرداست، که شما را به آن راه نیست، حتی در خواب.
شما می توانید بکوشید تا مانند آن ها باشید، اما مکوشید تا آنها را مانند خود سازید.
زیرا که زندگی واپس نمی رود و در بند دیروز نمی ماند.



شما کمانی هستید که فرزندتان مانند تیر زنده ای از چله آن بیرون می جهد.
کمانگیر(خدا) است که هدف را در مسیر نامتناهی می بیند، و اوست که با قدرت خود شما را خم می کند تا تیر او را تیز پر و دوررس تر به پرواز در آورید.
بگذارید که خم شدن شما در دست کمانگیر از روی شادی باشد؛
زیرا که او هم به تیری که می پرد مهر می ورزد و هم به کمانی که درجا می ماند.

قربانت-پدرام</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>نمی دونم چی بگم ولی این نقل قول به نظرم مناسبه(البته مخاطبش پدران و مادران هستند):</p>
<p>فرزندان شما، فرزندان شما نیستند.<br />
آنها پسران و دختران خواهشی هستند که زندگی به خویش دارد.<br />
آنها به واسطه شما می آیند، اما نه از شما، و با آنکه با شما هستند، از آن شما نیستند.</p>
<p>شما می توانید مهر خود را به آنها بدهید، اما نه اندیشه های خود را،<br />
زیرا که آنها اندیشه های خود را دارند.<br />
شما می توانید تن آنها را در خانه نگاه دارید، اما نه روحشان را،<br />
زیرا که روح آنها در خانه فرداست، که شما را به آن راه نیست، حتی در خواب.<br />
شما می توانید بکوشید تا مانند آن ها باشید، اما مکوشید تا آنها را مانند خود سازید.<br />
زیرا که زندگی واپس نمی رود و در بند دیروز نمی ماند.</p>
<p>شما کمانی هستید که فرزندتان مانند تیر زنده ای از چله آن بیرون می جهد.<br />
کمانگیر(خدا) است که هدف را در مسیر نامتناهی می بیند، و اوست که با قدرت خود شما را خم می کند تا تیر او را تیز پر و دوررس تر به پرواز در آورید.<br />
بگذارید که خم شدن شما در دست کمانگیر از روی شادی باشد؛<br />
زیرا که او هم به تیری که می پرد مهر می ورزد و هم به کمانی که درجا می ماند.</p>
<p>قربانت-پدرام</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: جواد احمدی</title>
		<link>http://aminhashemi.wordpress.com/2008/12/18/amin-va-baba/#comment-659</link>
		<dc:creator>جواد احمدی</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 23 Dec 2008 16:29:32 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://aminhashemi.wordpress.com/?p=637#comment-659</guid>
		<description>میشه بیشتر خودتو معرفی کنی ؟</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>میشه بیشتر خودتو معرفی کنی ؟</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: مايسا</title>
		<link>http://aminhashemi.wordpress.com/2008/12/18/amin-va-baba/#comment-656</link>
		<dc:creator>مايسا</dc:creator>
		<pubDate>Sat, 20 Dec 2008 14:46:40 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://aminhashemi.wordpress.com/?p=637#comment-656</guid>
		<description>يلدات مبارك دوست خوبم
شب خوبي داشته باشي</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>يلدات مبارك دوست خوبم<br />
شب خوبي داشته باشي</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: دوشیزه شین</title>
		<link>http://aminhashemi.wordpress.com/2008/12/18/amin-va-baba/#comment-655</link>
		<dc:creator>دوشیزه شین</dc:creator>
		<pubDate>Sat, 20 Dec 2008 07:11:16 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://aminhashemi.wordpress.com/?p=637#comment-655</guid>
		<description>سلام اقا امین
به نظر من شما و پدر خوب با هم صحبت کردید.چیزی که من از صحبت های پدر و پسر ها دیدم دعوا و قهر پسر از منزل بوده.
شکاف بین دو نسل طبیعیه که اون هم راه کار داره و تا حدودی رفع میشه.

امیدوارم که رابطه عمیق تری با پدر داشته باشی</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام اقا امین<br />
به نظر من شما و پدر خوب با هم صحبت کردید.چیزی که من از صحبت های پدر و پسر ها دیدم دعوا و قهر پسر از منزل بوده.<br />
شکاف بین دو نسل طبیعیه که اون هم راه کار داره و تا حدودی رفع میشه.</p>
<p>امیدوارم که رابطه عمیق تری با پدر داشته باشی</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
