هر اتفاقی که رخ میدهد وبلاگستان سعی می کند در مقابل ان یک واکنش منطقی نشان دهد و به مناسبت های خاص وبلاگ نویسان متعهد و متفکر مطلب می نویسند مثالش روز های انتخابات،محیط زیست،روز مبارزه با ایدز و اتفاقات مشابه دیگه اما یکی از این اتفاقات که میشه کلی در موردش بحث کرد عاشوراست که اگر ان را مناسبت بنامیم مناسبتیست که دارد دستخوش تحریف می شود و این بار من به عنوان یک عضو کوچیک و شاید هم کمکار، وبلاگستان را به موشکافی بدعت ها و تحریف ها دعوت می کنم بد نیست که در کنار سایر مطالبمون مطلبی هم در این مورد بنویسیم
من اولین گام خودم را بر میدارم و یک کتاب معرفی می کنم این کتاب از عاشورای حسین تا عاشورای شیعه نام داره و به قلم محمد اسفندیاری نوشته شده یک کتاب جمع و جور ساندویچی که توی 91 صفحه اش حرف های خیلی زیادی برای گفتن داره در مقدمه این کتاب می خوانیم
عاشورا،حماسه ای است که دوباره باید شناخت.بازشناسی عاشورا،نه شناخت یک روز که شناخت بزرگترین حماسه ی انسانی است.حماسه ای که در یک روز صورت بست ، ولی آن روز نه از آن یکفصل که برای همه ی فصل هاست.
بازشناسی عاشورا،نه فقط فریضه ای عینی که ضرورتی تاریخی است.در صحیفه ی تاریخ هیچ روزی چون صفحه ی عاشورا نیست.امویان و اموی اندیشان بسی کوشیدند تا این صفحه را از تاریخ پاک کنند ، اما نتوانستند.نیز جهد بلیغ کردند تا این صفحه را ورق بزنند ولی بازهم نتوانستند.صفحه ی تاریخ عاشورا گشوده ماند اما عده ای آن را نخواندند و عده ای فقط بر آن گریستند.
و همه سخن این است که عاشورا نسخه ی اشک نیست نسخه ی آزادگی است. نه اینکه نباید بر آن گریست بلکه نباید بر آن فقط گریست. این نسخه بس است تا حیات هر ملت را دیگرگون کند و افسر آزادگی را بر سر انسان نهد. در جامعه ای که امام حسین هست آزادگی نیز هست و آنجا که حسین نیست آزادی نیز نه و البته منظور نه نام حسین،که راه حسین است.با این راه به کجا آباد آزادی می توان رسید.
نام فروردین نیاورد گل به باغ
خانه روشن کی کند نام چراغ
تا قیامت صوفی ار می می کند
تا ننوشد باده مسـتی کی کـند
از هنگامی که مسلمانان از خواب غفلت برخواستند به باز خوانی صفحه ی عاشورا پرداختند. در این بازخوانی چیز هایی در آن دیدند که گذشتگان ندیده یا نگفته بودند و هرچه در صفحه ی عاشورا باریکتر شدند هزار نکته باریکتر ز مو در ان یافتند…
این کتاب خلاصه ی کتاب دیگر این نویسنده است و به نظرم با حجم کمش لذت مطالعه یک کتاب کامل و پر بار را داره این هم چند جمله ی انتخاب شده از متن کتاب :
* نزاع امام حسین-ع- و یزید نزاع شیعه و سنی نبود،نزاع کفر و دین بود،بلکه نزاع عدل و ظلم
*امام حسین نه فقط پیشوای شیعه که امام عامه ی مسلمانان است و پیشوای همه ی آزادگان
*یزید می خواست که امام حسین دست بیعت بدو دهد و یا سر دهد آن حضرت راه دوم را برگزید سر داد و دست نداد و با سر بلندی ندا سر داد که ذلت از ما دور باد
*امام حسین از شخصیت های «دوباره مظلوم» و «بازشهید» در تاریخ است
*ظلم دوباره این بود که «هدف کشی» از قیام امام حسین شد.یک بار کالبد آن حضرت پایمال شد و بار دیگر هدفش. دشمن جانی چنان کرد و دوست جاهل چنین
به همه دوستانم و همه کسانی که اهل تفکر و جویای حقیقت هستند مطالعه ی این کتاب سودمند را توصیه می کنم
راستی آدرس ناشر : قم صندوق پستی 675-37185 و تلفن 7832198
-به نظرم به اندازه کافی گریه کردیم بهتره در کنار گریه هامون کمی تفکر هم چاشنی کنیم همه دوستان وبلاگ نویس را به نوشتن در مورد ابعاد مختلف عاشورا دعوت می کنم همه دعوتند
این روز ها که دعا می کنید من و دوست بیمارم را فراموش نکنید
پ ن : سال نوی میلادی را به تمام دوستان ارمنی خودم تبریک می گویم
پ ن 2: تولد خودم ، پدرام و عمو هوشنگ نزدیکه پس اگر نبودم تولد همگی مبارک
پ ن 3:یک معذرت خواهی به تمام بازدید کنندگان و کسایی که در مطلب چقدر واقع بین هستید نظر دادند بدهکارم و ازشون عذر خواهی می کنم چون قرار بود من یک هفته بعد جواب را روی وبلاگ بگذارم اما خوب یکم فاصله بیشتر شد. پس سریع بریم سر و وقت جواب ، فقط این نکته را متذکر می شوم که آزمون ها و سوال های این چنینی یک ملاک نیستند و اگر مثلا جواب درست یا اشتباه دادید دلیل قطعی بر واقع بین و یا عدم واقع بینی نیست. و اما جواب این بود که کلا چنین ماجرایی دروغه و اگر کسی این ماجرا را برای ما تعریف کرد دروغگو است چون اگر واقعا هر 4 نفر مردند پس پلیس این همه اطلاعات دقیق از مکالمات جان باختگان را از کجا آورده؟ بقیه کسایی هم که برای خودشون یک سری استدلال هایی که امکان وقوع ان ها هر 10000 سال یک بار و در هر هشت میلیارد یک نفر را اوردند خیلی در ماخولیا و خیال بافی هستند
به نظرم این مطلب و بازخورد هاش یک جورایی یک تصویر کوچیک از جامعه ی ما بود بعضی ها وقتی به ان ها حرفی می زنی فقط یک واکنش ساده نشون می دهند و ازش رد می شوند ، بعضی تفکر می کنند و تا از صحت و سقم این خبر با خبر بشوند (و جامعه ی کنونی ما نیازمند چنین افرادی است) ، یک عده هم هر چی بهشون بگیم قبول می کنند و مهم نیست چی بهشون میگی



خدا پدرتو بیامرزه ! حرف دل وبلاگ نویسای آزاد اندیش رو زدی !
توسط: آمان آرانا در دسامبر 26, 2009
در 7:31 ب.ظ.
من اعتقاد دارم تویه اینجور پست ها باید خواننده دقیق نظرشو بگه پس:
من واقع بین نبودم!
1- درست میگی. روز جهانی کودک رو منعکس می کنیم ولی عاشورا رو نه. اتفاقا دو سه روزه روش فکر می کنم یه مطلب قرص و محکم و حسابی در موردش بنویسم.
2- کتابرو اگه انقلاب پیدا کردم می خونم.
3- برای همه کنکوریها دعا می کنم خودمم کنکوریم. همیشه برای همه بیمارها هم دعا می کنم؛ چشم برای دوست شما هم بیشتر.
4- مرسی از تولد. من که پیشاپیش sms داده بودم برات ولی بازم تولد مبارک؛ صد سال به این سالها!
5- البته جوابو پارتی بازی کرده بودی به من گفته بودی
موفق باشی.
توسط: پدرام در دسامبر 27, 2009
در 7:54 ق.ظ.
سلام امین..راستش یه کم فکر میخواد و مطالعه واسه نوشتن در مورد این موضوع..
سعی خودمو میکنم که نظرم رو بگم..
توسط: عباس در دسامبر 27, 2009
در 9:51 ق.ظ.
[...] با حال و هوای امروز و زمونه بیشتر می خوره. مخصوصا که این پست امین رو هم خوندم مصمم شدم که در همین مورد بنویسم (حالا [...]
توسط: عمو زنجیرباف! | پدرام روزانه در دسامبر 27, 2009
در 3:40 ب.ظ.
به امین خان ! چه طوری ؟ کم پیدایی رفیق ؟
—
» حسین را باز شعید نکنیم »
گل گفتی !
توسط: علیرضا در دسامبر 29, 2009
در 4:31 ب.ظ.
گی من ایرانسل ا
توسط: گوز توس در نوامبر 8, 2010
در 7:04 ب.ظ.